حقیقت آسمانی زمین عرصه ظهور یک حقیقت آسمانی است.....(شهید آوینی)
|
حقیقت آسمانی
زمین عرصه ظهور یک حقیقت آسمانی است (شهید آوینی)
میگویند جمعه می آید ...آری ، روزی که بازار تعلقات دنیا را تعطیل کنیم ؛او خواهد آمد .
خدا کند که مرا با خدا کنی آقا زقید و بند معاصی جدا کنی آقا دعای ما به در بسته می خورد ای کاش... خودت برای ظهورت دعا کنی آقا --------------------------------------------------------------------------------- اللهم عجل لولیک الفرج موضوعات مرتبط: برچسبها: [ پنج شنبه 27 تير 1398برچسب:خدا کند که مرا با خدا کنی آقا, ] [ 19:22 ] [ علیرضا ]
[
امام علي(ع) يكي از منافع و بهره هاي وجودي قرآن را توسل به آن مي داند و بر اين باور مقدس تأكيد دارد كه: «درمان دردهاي خود را از قرآن بخواهيد و در سختي هاي زندگي از قرآن مدد بجوييد كه در قرآن درمان بزرگ ترين بيماري ها، يعني كفر و نفاق و سركشي و گمراهي است. با توسل به قرآن حاجت هاي خود را از خدا بخواهيد و با محبت قرآن به سوي خدا روي آوريد و قرآن را وسيله خواهش از مردم قرار ندهيد؛ زيرا وسيلهاي بهتر از قرآن براي تقرب بندگان به خداوند وجود ندارد. مطمئن باشيد كه شفاعت قرآن پذيرفته شده است و سخنش تصديق مي شود.» درمان نازایی با استفاده از آیات نورانی قرآن و سخنان ائمه اطهار(ع)
باسلام خدمت بینندگان محترم مطالب این پست از چند منبع مهم و با ارزش جمع آوری کرده ام وبه چند دلیل آن را در صفحه اول این وبلاگ قرار داده ام: 1: خودم قبلاً این مشکل داشتم و به لطف خدا برطرف شده 2: دوست دارم یک قدم خیر برداشته باشم 3:می خوام یک معامله با اونهایی که می خواهند این کارها را انجام بدهدند و انشاالله به نتیجه برسند انجام بدهم و اون معامله اینه که اگر به نتیجه رسیدند وخدا بهشون یک بچه داد بامدیر این وبلاگ تماس بگیرند و در یک کار خیر سهیم شوند برای شرکت در این کار خیر می تونند به این نشانی ایمیل بدهند : alireza454545@yahoo.com و یک شماره بگذارند تا باهاشون تماس بگیرم. نیت این کار خیر را بکنید انشاالله نتیجه می گیرید . لازم است تمام مطالب این پست را کامل بخونید وبه آن عمل کنید .بدترین آفت اون هم ،: دلسردی و ناامیدی است . ارتباط تقوی با توسعه خیر و برکت برکات جمع برکت است.این کلمه در اصل به معنی ثبات و استقرارچیزی است و به هرنوع نعمت و موهبتی که پایدار بماند اطلاق می گردد، در برابر موجودات بی برکت که زود فانی ونابود و بی اثر می شوند. قابل توجه اینکه ایمان و تقوی نه تنها سبب نزول برکات الهی می شود ، بلکه باعث می گردد که آنچه در اختیار انسان قرار گرفته در مصارف مورد نیاز به کار گرفته شود ، فی المثل امروز ملاحظه می کنیم قسمت بسیار مهمی از نیروهای انسانی و منابع اقتصادی در مسیر « مسابقه تسلیحاتی » و ساختن سلاح های نابود کننده صرف می گردد. این ها مواهبی هستند فاقد هرگونه برکت ، به زودی از میان می روند و نه تنها نتیجه ای نخواهند داشت ، ویرانی هم به بار می آورند، ولی اگرجوامع انسانی ایمان و تقوی داشته باشند این مواهب الهی به شکل دیگر در میان آنها می آید.و طبعاً آثار آن باقی و برقرار خواهند ماند.ومصداق برکات خواهند بود.(1)
همچنین در آیات 10 و 11 و 12 سوره نوح از قول آن پیامبر الهی می فرماید : 10- « فقلت تستغفرواربکم انه کان غفارا : به آنها گفتم از پروردگار خویش آمرزش طلبیدکه او بسیار آمرزنده است » 11- « یرسل علیکم مدراراً : تاباران های پر برکت آسمان را پی در پی برشما فرستد.» 12- « و یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهارا ً : و شما را با اموال و فرزندان امداد کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد.» می گوید : « آسمان را برشما می فرستد » یعنی آن قدر باران می بارد که گویی آسمان دارد نازل می شود ، اما چون باران رحمت است نه ویرانی می آورد و نه آسیبی می رساند، بلکه در همه جا مایه خرمی و سرسبزی و طراوت است . خلاصه هم باران رحمت معنوی و هم باران پر برکت مادی او شما را فرا می گیرد. به این ترتیب یک نعمت بزرگ معنوی و 5 نعمت بزرگ مادی را به آنها وعده داده ، نعمت بزرگ معنوی ، بخشودگی گناهان و و پاک شدن از آلودگی و کفر و عصیان است اما نعمت های مادی ، ریزش باران های مفید و به موقع وپربرکت ، فزونی اموال ، فزونی فرزندان « سرمایه های انسانی »، باغ های پر برکت و نهر های آب جاری . آری ایمان و تقوی طبق گواهی قرآن مجید هم موجب آبادی دنیا و هم آخرت است. در بعضی از روایات آمده است که وقتی این قوم لجوج از قبول دعوت نوح سرباز زدند ، خشکسالی و قحطی آنها را فرا گرفت و بسیاری از اموال و فرزندانشان هلاک شدند، زنان عقیم گشتند و کمتر بچه می آوردند، نوح به آنها گفت : اگر ایمان بیاورید، همه این مصائب و بلاها از شما دفع خواهد شد، ولی آنها اعتنایی به او نکردندو همچنان سرسختی نشان دادند تا عذاب الهی فرا رسید و همه را درو کرد. (1) جالب اینکه : کسی نزد امام حسن (ع) آمد و از قحطی و خشکسالی شکوه کرد. او آن مرد را به آمرزش خواهی و توبه فرا خواند . مرد دیگری آمد و از فقر و بی نوایی نالید اورا نیز به توبه وآمرزش خواهی ودعا سفارش کرد . مرد سومی از راه رسید و از نازایی همسر و نداشتن فرزند شکوه کرد و دعا خواست تا خدا به او پسری روزی سازد که به او نیز همین نسخه را داد . یکی از اصحاب حضرت گفت : چگونه برای دردها و خواسته های رنگارنگ یک نسخه می نگارد؟ حضرت پاسخ داد : من از قرآن آموختم که درمان هرسه درد و راه نجات از هرسه مشکلی که عنوان گردید.، توبه را ستین و آمرزش خواهی واقعی و باز گشت خالصانه به سوی خدا و مقررات اوست ، و آنگاه به تلاوت آیات مورد بحث پرداخت. و نیز آورده اندمردی به حضور امام جواد (ع) شرفیاب گردید و گفت : سرورم ! من ثروت بسیاری دارم اما ار نعمت فرزند محروم هستم ، چه کنم؟ « فقال جعلت فداک انی کثیر المال و لیس یولد لی ولد فهل من حیله؟» آن حضرت فرمود: چاره کار این است که به مدت یک سال هرشب از خدای خویش آمرزش بخواهی و خالصانه دعا کنی ، و اگر شبی فراموش کردی درروز آن ، قضای آن را به جا آورکه به خواسته ات خواهی رسید ، چرا که خدا در قرآن می فرماید : استغفرو ربکم...(3) و (4) آنها که عادت دارند از این مسایل آسان بگذرند، فوراً یک نوع ارتباط و پیوند معنوی ناشناخته در میان این امورقاتل می شوند و از هرگونه تحلیل بیشتر خود را راحت می کنند.ولی اگر بیشتر دقت کنیم درمیان این امور پیوند های نزدیکی می یابیم که توجه به آنها مسایل مادی و معنوی را در متن جامعه همچون تارو پود پارچه به هم می آمیزدو یا همانند ریشه و ساقه در خت را با گل و میوه آن ربط می دهد .و.....
وخوب است به این 2 آیه در سوره طلاق توجه کنید که می فرماید:(5)
(به نقل از فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی)(6) در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام خمینی (ره)در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه میشوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان میگوید با شما سخنی دارم.حاج حسنعلی نخودکی میگوید: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما میآیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی میآید و میگوید چه کار دارید؟ امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیهالسلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟ حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند:اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول میدهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟ امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان میبارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمیتوانم چنین قولی به شما بدهم. حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید روبه ایشان کرد و فرمود: حالا که نمیتوانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد میدهم و آن این که: بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» میخوانی. و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را میگویی. و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را میخوانی. و بعد سه بار صلوات میگویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد
و بعد سه بار آیه مبارکه: وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا ؛
(سوره طلاق آیه 2 و 3) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم میکند و او را از جایی که گمان ندارد روزی میدهد، و هرکس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را میکند، خداوند فرمان خود را به انجام میرساند، و خدا برای هر چیزی اندازهای قرار داده است.) را میخوانی که این از کیمیا برایت بهتر است. پی نوشت: 1- «تفسیر جوان »جلد25 صفحه 51 تا 57 2- «تفسیر جوان»جلد 25 صفحه 51 و 52 3- سوره نوح آیه 10 و 11و12 4- «ترجمه مجمع البیان» از انتشارات موسسه فراهانی ، جلد 29، صفحه 267 و268 5- سوره طلاق آیات 2 و 3 6- سایت خبری تحلیلی البرز
نحوه توبه و پذيرش آن از سوى خداوند
موضوعات مرتبط: برچسبها: ادامه مطلب
باعرض معذرت به خاطر انتشار این پست در این وبلاگ مهدوی
امروز وبلاگ سلمان علی مطلبی نوشته بود و
برای توجه مسئولین امر نسبت به برخورد مناسب با برهم زنندگان امنیت اجتماعی جامعه، تصاویری را از سواحل شمال کشور منتشر کرده است که شاید غیرت برخی به جوش آمده و در برخورد با این بی عفتی تلاش نمایند.
بعد ادامه داده بود: چندی پیش نامه ای خطاب به آقای احمدی نژاد به همراه تصاویر وضعیت اسفناک بی حجابی سواحل خزر را در همین وبلاگ منتشرکرده بودم که با احضار معاون سیاسی وقت استانداری گیلان و قول مساعد ایشان برای حل مشکل، مجبور به حذف مطلب مزبور شدم، لیکن با مشاهده ی ادامه ی اهمال کاری و خلف وعده ی مسئولان نظارتی، مجدداً آنها را منتشر می کنم، باشد که موجب هشیاری نهادهای نظارتی و مردم و رسانه های دلسوز گردد، پیشاپیش از جریحه دار شدن قلوب مومنین عزیز عذر می طلبم و به محضر امام عصر (عج) این نزول فرهنگی و اجتماعی را تسلیت عرض می کنم.و در آخر این عکس ها هم برای دست مریضاد گفتن به مسئولین پایین این پست چسبانده بود.عکس ها را ببینید بعد با هم حرف داریم:
حالا من هم مثل شما غیرتم جوش اومده .ولی باز هم مثل شما نمیدونم چکار باید بکنم.اگه مثل سال 61 بود میرفتم اسلحه ام را برمیداشتم و روبرو دشمن عقده هام روخالی میکردم . اگه میومدن خرمشهر رو میگرفتن، میرفتم عملیات بیت المقدس و 50 ، 60 روز از زمین و دریا و هوا بهشون حمله میکردم و اون رو آزاد میکردم . اگه سال 65 بود مبرفتم کربلای 4 و 5 تا برای هر1 متر خاک 2تا شهید میدادیم برای اینکه کسی دیگه هوس اشغال این خاک پاک رو نکنه . اگه سالهای جنگ بود می رفتیم با گردان فجر لشکر المهدی و بچه های فسا و استهبان و سروستان ، قاسم و جواد حسین و عبدالله رو ارتفاعات شاخ شمیران و تپه بیزل و الله واکبر می جنگیدیم تانخوام ننگ کشف حجاب رضا خان تحمل کنم و...... ولی حالا کجا برم . پیش کی برم . از کی شکایت بکنم . کارم شده چند رکعت نماز و چند خط دعا و صلوات و آخرش هم و عجل فرجهم وکار تمام ... بعد (منتظر میمونم تا آقا بیا.هرچی اتفاق هم تو شمال و جنوب شرق و غرب و وسط کشور بیفتد به من دیگه ربطی نداره آقا خودش میاد درست میکنه . شهدا یی هم که جلو چشمام تکه تکه شدند سعی می کنم فراموش کنم . اونها دنبال شهادت می گشتند که پیداش کردن و شهید شدن.)آدم های زیادی هستند اینجوری حرف میزنند تا خودشون را راضی نگه دارند هرچند همون ها هم از درون دارن می ترکن. ولی من چی ؟ من که با یک گردان بچه های نوجون بسیجی که هنوز موی صورتشون درست بیرون نیومده بود می رفتم و خط رو می شکوندم و با ده بیست نفرشون برمی گشتم ، چکار کنم ؟ من که قسم خوردم به وصیتشون عمل کنم وتا آخر، راهشون را ادامه بدم کجا برم؟ مادرای خیلی هاشون هنوز منتظرند ولی من جرات نکردم بهشون بگم بچه شون وسط اروند تیر مستقیم دوشیکا خورد و جنازشو آب باخودش برد.نمیدونم چه گناهی کرده بودم که خدا منو نگه داشت تا زنده بمونم وزجر بکشم : خار در چشم و استخوان در گلو.... هرچی هم غیرتم جوش بیاد فایده ای نداره ! بهمون میگن برخورد نکنین . بیشتر لجباز میشن.بهمون میگن جلو چند تاشون رو با این روش میتونید بگیرید؟ بهمون میگن چماق به دست ! بهمون میکن لباس شخصی ! بهمون میگن امل !! فکر میکنن کیا 8 سال جلو صدام و تمام ایادی غرب و شرقیش ایستادند؟ کیا بودن سه تا فرزندشون و یک برادرشون و شوهرشون در مدت 3سال تشییع کردن؟ تا بخوام بگم کیا بودند هزار تا وصله ناجور بهم می چسبونن.نه مثل وصله هایی که مد هست و سر زانواشون می دوزن!!! شاید اون هارو درس نشناسم ! نه مثل غربیها هستند که اهل نظم وترتیب کار و تلاش صرفه جویی و..... و نه اهل فرهنگ اسلامی خودمون که به خدا و پیغمبر و امام و قرآن و..... اعتقاد داشته باشند. شهوت رانی و مدپرستی و لا ابالی گری که نه در فرهنگ اسلام است و نه در فرهنگ غرب.... پولها و درامد های حرامی که باید در راه حرام خرج شود . نطفه های حرامی که باید مروج فرهنگ های غلط شود. اشتباه نکنید در هیچ کجای غرب و شرق عالم کسی پشت پا به فرهنگ خود نمی زند . بالاخره به اصول و مبانی و قانون مملکت خود احترام می گذارند. قدردان حماسه سازان کشور خود هستند . حتی برای ایام پیری قهرمان های ملیشون برنامه ریزی کرده اند. برای آنها و نسل های آینده شان احترام قائلند.
حالا من چطور می تونم به این نسل ثابت کنم که این آزادی به راحتی به دست نیاوردیم ، راحت از دستش ندید!!
با این خانوم باید با چه زبانی صحبت کرد که بابا ارزش تو خیلی بیشتر از این زیبایی ظاهری تواست. خیلی راههای دیگه وجود داره که تو میتونی خودت را از راه مثبت به دیگران ارائه بدهید.
چطور می شه به انها گفت : کسی که بجای نگاه کردن به چشماتون اول به اندامتان نگاه میکنه به تو اجازه نمیده که وارد قلبش بشی حتی برای همان لحظه ای که قلباتون به هم چسبیده.
خانومهایی که هرروز به دام شیاطین زمینی می افتند و سر از خانه ها ی فساد در میارند کدام یک از اینها هستند :
امل اونی است که گوهر انسانیت خودش را به راحتی می فروشه یا اونی که زیبایی هاش را فقط برای محرم هاش نگه داشته است ؟
چطور دینم را به برو بچه های شهید گردان فجر اداکنم .چطور به اونها بگم راهتون را ادامه میدم .چطور روم میشه روز عاشورا حسین حسین بگم ولی زورم به چند تا بچه قرطی نرسه؟ وقتی آمادگی ظهور آقا را ندارم حتی ازدعا برای ظهورش هم شرم دارم و اینجا تنها جایی است که تودنیا در اختیار دارم تا ازدوستم خواهش کنم گاهی وقتی یکی از پست هاشو برای بیرون ریختن درد هام به من اختصاص بده .
ای که دستت میرسد کاری بکن ......
و در آخر :
محض اطلاع این خانوما: گل همین پنج روز و شش باشد:
وین گلستان همیشه خوش باشد:
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ شنبه 2 شهريور 1392برچسب:حجاب, بی حجابی,امل,دختران شمال,کربلای 5و4,شیاطین زمینی,زیبایی,عشق هایی,لباس شخصی,دوشیکا,شاخ شمیران,گردان فجر,, ] [ 7:56 ] [ علیرضا ]
[
انا ابليس
رضا عمادی الهیاری، ۳ سال است که از فرقه انحرافی «عرفان حلقه» نجات پیدا کرده است، خودش میگوید که به او گفته بودند:
اسلامش صحیح نیست و نمازش کیفیت ندارد و به همین ترتیب یک سالونیم از عمرش را به دور از اسلام، قرآن، نماز و اهل بیت و در ضلالت هدر داده است.ساعتی را در محل کارش به گرمی میزبان ما بود تا حداقل بخشی از دغدغهاش مبنی بر مبارزه با این فرقه انحرافی را به انجام برساند.
ابتدا بفرمایید شیوه آشناییتان با فرقه انحرافی عرفان حلقه چگونه بوده است؟
موضوعات مرتبط: برچسبها: ادامه مطلب عوامل خشنودي امام زمان
مقدمه : موضوع امام زمان و مهدويت يکي از موضوعات مهم و اساسي در عقايد اسلامي و به خصوص مذهب تشيع مي باشد که امروزه برخي از سود جويان با هدف قرار دادن اعتقادات پاک و روحاني علاقه مندان و ارادتمندان به ساحت مقدس حضرت امام زمان (عج) دام هائي را بر سر راه آنان گسترانيده اند. اعتقاد به حضرت مهدي ( عج ) به عنوان امام عصر و زمان ما در اين دوره و زمان مي تواند عامل بسيار مهم و پر ارزشي در جهت هدايت و راهنمائي بشريت به سوي سعادت دنيا و آخرت باشد . لذا توجه به منويات و خوا سته هاي آن حضرت که در واقع طريق نجات و رستگاري بشر خواهد بود مي تواند سر لوحه کار و عبادت و زندگي هر مومن و فرد خدا جوئي قرار گيرد تا در سايه رفتار به آن ضمن جلب خشنودي امام عصر ( عج) موجبات فلاح و رستگاري خود و جامعه پيرامون خود را فراهم آورد. ايمان و اعتقاد به مهدويت چيزي غير از اين نسيت که انسان به تمام احکام و شرايع الهي که از سوي رسول اکرم (ص) و ديگر امامان و معصومين براي شيعيان و به نحوي براي هعمه بشريت آمده معتقد باشد. مهدويت خلاصه و جمع بندي همه دستورات دين است که در طي قرن ها از سوي خداوند متعال براي فلاح و رستگاري انسان آمده و در اين برهه از زمان با پيشرفت علم و تکنولوژي ناگزير بايد شاهد شکوفائي و به بار نشستن آموزه هاي ديني در اعمال و رفتار انسانها باشيم و ببينيم که چگونه انسانها در سايه اعتقاد به مصلح جهان و منجي عالم بشريت که آمده است تا آنچه که از دين منحرف شده به جاي اصلي خود بازگرداند ، زندگي سالم و صالحي را در زير سايه سار حکومت عدل جهاني حضرت مهدي ( عج) تجربه کند. بزرگان و علماء دين به موارد زيادي از اين اعمال و رفتار که موجب رضايت و خوشنودي امام زمان ( عج) مي شود اشاره نمودند که يکي از اين اعمال که مي تواند در صدر آنها قرار گيرد دعا در تعجيل فرج آن حضرت مي باشد . حال قصد داريم در اين مقاله به مواردي که ما را در رسيدن به انجام اين عمل يعني درخواست تعجيل در فرج حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه شريف ياري مي نمايد مطالبي را ارائه نمائيم . بايد ديد که تعجيل در فرج يعني چه ؟ فرج و ظهور آخرين ذخيره الهي حضرت مهدي ( عج) چه سود و فايده اي براي انسانها دارد ؟ آيا اگر انسانها بدانند و به اين شناخت و آگاهي برسند که ظهور و فرج تا چه حدي مي تواند در سرنوشت دنيوي و اخروي آنها نقش داشته باشد ، باز هم در فراهم آوردن زمينه فرج تعلل مي کنند؟ و دهها سئوال ديگر که با کنکاش در معنا و مفهوم دعا در تعجيل فرج به آن پاسخ داده مي شود.
دوم اينكه ، از خداوند (عز اسمه ) درخواست كند كه فرج و گشايش امر آل محمد (ص) را تعجيل فرمايد و زودتر برساند؛ چون فرج آن حضرت همان فرج آنها است ؛ چنان كه در دعاها و روايات اين معنى آمده است چهارم اينكه ، بر دعاى كسى كه چنين دعايى مى كند، آمين بگويد، چون واژه ى آمين ، يعنى مستجاب كن ؛ كه اين نيز دعاست ، و دعا كننده و آمين گو، هر دو در دعا شريكند؛ به طورى كه در خبر آمده است. ششم اينكه ، فراهم شدن و آماده گشتن اسباب و مقدمات زودتر رسيدن فرج را از خداوند مسألت نمايد. نهم اينكه ، از خداى تعالى درخواست كند كه او را از آنچه كه اثر ياد شده را دارد، در آينده ى زندگى اش محفوظ و باز بدارد . دهم اينكه ، نابودى دشمنان آن حضرت (ع ) را كه وجودشان مانع از زودتر شدن فرج دوستانش مى باشد، از خداوند بخواهد . يازدهم اينكه ، از خداوند بخواهد كه دست ستمگران را از سر همه مؤمنين كوتاه سازد؛ كه اين امر به بركت ظهور امامشان كه در انتظارش هستند، انجام مى گيرد . دوازدهم اينكه ، گسترش يافتن عدالت را در شرق و غرب زمين مسألت نمايد؛ زيرا اين امر جز با ظهور آن حضرت (ع) حاصل نمى گردد؛ همچنان كه خداى عزوجل و پيغمبران و اوليايش (ع ) وعده داده اند . پانزدهم آنكه ، توفيق يافتن به انجام اين دعا (يعنى دعا براى مولايمان (ع ) و درخواست تعجيل در امر فرجش را) براى همه مؤ منين و مومنات بخواهد؛ زيرا همدلى و اتفاق مؤ منين، در اين كار تأثير ويژه اى دارد؛ چنان كه در روايت آمده است . بنابراين هرگاه مؤ من مسألت نمايد كه مقدمات مطلوب و هدفش فراهم و آسان گردد، در جهت تحصيل آن ، كوشش بسزايى انجام داده است . شانزدهم اينكه ، از خداى عزوجل بخواهد كه دين و حق و اهل ايمان را بر همه ملل و اديان چيره و پيروز فرمايد؛ زيرا اين امر چنان كه وعده كرده است ، جز به ظهور مولايمان صاحب الزمان (عج ) حاصل نمى گردد؛ همان طور كه در روايات در كتاب البرهان آمده است هفدهم اينكه ، از خداوند عز اسمه درخواست نمايد كه از دشمنان دين و ستم كنندگان بر خاندان سيد المرسلين (ص ) انتقام بگيرد؛ زيرا در اخبار آمده است كه ، اين امر با ظهور امام غايب از نظر و آخرين امامان بزرگوار (عليهم السلام ) انجام مى گردد. هجدهم اينكه ، بر آن حضرت درود بفرستد؛ و منظورش درخواست رحمت ويژه اى از سوى خداوند باشد، كه با آن، زودتر شدن فرجش آسان شود. در باب زيارت حضرت رضا (عليه السلام) پس از درود فرستادن بر يك يك امامان (ع)، چنين مى خوانيم : عوامل خوشنودي امام زمان (عج) از ديدگاه آن حضرت يكي از اموري كه در روايات بر آن تأكيد شده، تلاش براي جلب خشنودي امام زمان عليهالسلام و دوري از خشم و ناخرسندي آن حضرت است. پرسشي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه چگونه ميتوان خشنودي آن امام را به دست آورد. براي روشنتر شدن موضوع، خوب است كه نگاهي داشته باشيم به يكي از اين يادگاريهاي گرانقدر امام عصر عليهالسلام؛ يعني دعاي معروفي كه با جملة «اللّهم ارزقنا توفيق الطّاعة...» شروع ميشود و در اوايل «مفاتيح الجنان» نيز آمده است. در اين دعاي كوتاه و مختصر، امام مهدي عليهالسلام همه آنچه را كه شايسته است ما خود را بدانها آراسته يا از آنها پيراسته سازيم در قالب درخواست از خدا بيان كرده و به صورت غير مستقيم به ما فهماندهاند كه به عنوان حجّت خدا، چه انتظاري از ما دارند و چگونه شيعهاي را براي خود ميپسندند. با هم اين دعا را ميخوانيم: « بار خدايا! توفيق فرمانبرداري، دوري از گناهان، درستي و پاكي نيّت و شناخت حرامها را، روزي ما فرما؛ و ما را به راهنمايي و پايداري گرامي دار و زبان ما را در درستگويي و گفتار حكيمانه استوار ساز و دل ما را از دانش و معرفت سرشار كن و درون ما را از حرام و مال شبههناك پاكيزه گردان و دست ما را از ستمگري و دزدي بازدار و چشم ما را از فجور و خيانت بپوشان و گوش ما را از شنيدن سخن بيهوده و غيبت بربند. خدايا بر علماء ما زهد و خير خواهي ، بر دانش آموزان کوشش و شوق ، بر شنوندگان پيروي و پند گيري ، بر بيماران درمان و آسايش ، بر مردگانشان مهرباني و دلجوئي ، بر پيرمردان وقار و سنگيني ، بر جوانان بازگشت و توبه ، بر زنان شرم و پارسائي ، بر توانگران تواضع و بخشش کردن ، بر فقيران صبر و قناعت ، بر جنگجويان ياري و پيروزي ، بر اسيران رهائي و آسودگي ، بر اميران عدل و مهرورزي ، بر رعيت به انصاف و خوش رفتاري ، تفضل نما. خداوندا به حاجيان و زوار در توشه و هزينه برکت ده و به فضل و رحمت خودت آنچه را بر آنها واجب کردي از حج و عمره به انجام رسان . اي ارحم الراحمين . » با مرور بر اين دعاي ارزشمند و پر محتوي به مواردي که امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در مقام دعا از خداوند متعال خواسته که در واقع مي تواند دستورالعمل اجرائي فرد مسلمان و مومن و معتقدي باشد که مي خواهد براساس خواسته ها و منويات امام عصر و زمان خود که شاهد اعمال و رفتار اوست باشد . حال به مواردي که در اين دعاي شريف به عنوان وظايف فرد مومن که انجام آن خشنودي و رضايت امام زمان (عج) را در پي خواهد داشت ، اشاره اي دوباره خواهيم داشت : 1-فرمانبرداري از خداوند متعال 2- عدم ارتکاب گناه که باعث دوري انسان از حريم خداوند متعال مي شود. 3- راستي و درستي و پاک و منزه بودن نيات و افکار انسان در کنار پاک بودن اعمال و رفتار و کردار فرد 4- قدرت شناخت و تشخيص حلال و حرام ( حدود الهي ) که عدم اين شناخت و سرپيچي از فرامين الهخي سقوط و ذلالت و گمراهي انسان را در پي خواهد داشت . 5- پايداري بر صراط مستقيم و راه کساني که مشمول نعمت الهي شده اند. 6- حفظ و نگهداري زبان و بکارگيري آن در راه درست و خداپسندانه 7- تلاش در جهت کسب دانش و. معرفت و پاک نمودن ظرف دل براي دريافت حکمت و دانش سودمند 8- حفظ شکم از مال حرام و شبهناک ( مال حلال آميخته به حرام ) 9- حفظ و کنترل نفس از اعمال ظلم و ستم و خودداري از ارتکاب به دزدي و مال غير 10- پاک نگه داشتن چشم از نامحرم و خيانت 11- حفظ و نگهداري گوش از شنيدن معصيت الهي و دوري از شنيدن غيبت و بدگوئي ها 12- زهد و خير خواهي علماء و دانشمندان که اگر علماء و دانشمندان اصلاح شوند مردم عادي با تبعيت از آنان به صلاح و رستگاري خواهند رسيد 13- افزايش کوشش و تلاش دانش آموزان و متعلمين در فراگيري علوم مفيد 14- پند گيري و عبرت آموزي از بزرگان توسط مردم عادي 15 - تواضع و خشوع بر توانگران و ثروتمندان 16- عدل و مهرورزي بر توسط اميران و حاکمان با توجه به مواردي که از اين دعاي شريف بيان شد اگر در واقع هريک از بندگان خداوند متعال در هر جايگاه و منصبي که قرار دارند به توانند به درستي و بر اساس موازين اخلاقي و شرعي و عرفي وظايف خود را به نحو احسن انجام دهند ضمن اينکه رفتاري ديني و مطابق شرع انجام داده اند موجبات خوشنودي و رضايت امام زمان (عج) را فراهم آورده اند . خداوند متعال از انسان به عنوان خليفه و جانشين خود در زمين ياد کرده است و در ميان انسانها ، برگزيدگاني وجود دارند که انسان با الگو پذيري از شخصيت و رفتار و اعمال آنان مي تواند به درستي وظايفي را که به عنوان انسان و در مرتبه اي بالاتر خليفه الهي ، بر عهده او گذاشته شده است انجام دهد. حضرت در اين دعا مي خواهد به ما ياد بدهد که اعمال و رفتاري که بايد از جانب انسان در هر جايگاه و مقام و منصبي که برايش رقم خورده است بايد طبق معيار و ملاک خاصي انجام شود تا در بردارنده خير دنيا و آخرت براي خود انسان و محيط پيرامون او باشد. نکته قابل ذکر در اين دعا اين است که حضرت توفيق اجرا و عملي شدن اين خواسته ها را از درگاه خداوند متعال مي خواهد . چرا که مي خواهد به انسانهاي مومن اين نکته را ياد آوري نمايد که هر کار خير و که از انسان سر مي زند با توفيق و عنايات حضرت حق هماره است و اگر خداوند نخواهد توفيقي به بنده اي بدهد هيچ کس تواند انجام کار خير ي را نخواهد داشت . ازموارد قابل ذکر ديگري که در اين دعا به چشم مي خورد اين است که تقريباً امام همه اقشار مختلف مردم را با جايگاهها مختلف اجتماعي در نظر گرفته است و خواسته وظايف و مسئوليت هاي هري ک از آنان را گوشزد نمايد. حضرت در فرازهائي از اين دعا چگونگي رفتارهاي اجتماعي را به انسان ها مي آموزد و ياد آور مي شود که انسان چون موجودي است اجتماعي و اعمال و رفتار او در اجتماع تاثير گذار است بايد به نحوي با اجتماع تعامل داشته باشد که ضمن خير خواهي و سودمندي براي اجتماع از آزار رساندن و اذيت نمودن همنوعان خود پرهيز نمايد. آنجائي که مي فرمايد توفيق استفاده درست از مال و دست و چشم را از درگاه خداوند متعال مسئلت مي نمايد. نتيجه گيري : انسان در پي رسيدن به سعادتمندي و پيروزي است و در اين راه و رسيدن به اين مقصود از هيچ کاري چشم پوشي نمي کند و همه تلاش بشر از آغاز خلقت تا پايان جهان مادي براي رسيدن به اين منظور مهم است . انسان در راه رسيده به اين اهداف ( سعادتمندي و پيروزي ) مراحل مختلفي را طي کرده است و رنجها و مشقت هاي فراواني را متحمل شده است و نيز شاهد فراز و فرودهاي بسياري بوده است . حال اگر روزي به اين انسان خواهان سعادت و زندگي سرشار از سلامت و بهروزي خبر دهند که در سايه انجام برخي از اعمال که از جانب خداوند متعال آمده مي تواند به خواسته هاي خود برسد کمتر انساني را مي توان سراغ گرفت که از اين خبر خوشحال نشده و در راه رسيده به آن تلاش نکند. انسان معتقد و مومن با عنايت به آموزه هاي ديني و اعتقادي و نيز دستورات و اوامر و نواهي خداوند متعال که در قالب احکام شرعي براي بشر نازل فرموده داست ، مي تواند به حقيقت و واقعيت سعادت و خوشبختي برسد . به اعتقاد ما شيعيان خداوند متعال با فرستادن رسولان ، پيامبران و امامان در پي رسيدن انسان به سعادت بوده و حال بشر بعد از پشت سر گذاردن مراحل طولاني به زماني رسيده است که آخرين حجت الهي در پرده غيبت به سر مي برد و همانطوري که عوامل غيبت آن حجت الهي بدست بشر بوده و با اعمال و رفتار بشر در ارتباط مي باشد ، حال همين بشر نيز مي تواند در ظهور آن حضرت موثر و تاثير گذار باشد . به تعبيري ديگر انسانها همانقدر که در غيبت مقصر هستند مي توانند در ظهور موثر باشند. جامعه انساني با درک و شناخت درست شرايط که البته بايد زمينه هاي اين شناخت هم فراهم گردد، مي تواند در ايجاد زمينه هاي ظهور حضرت مهدي ( عج) موثر باشد و از آنجائي که انسان مومن بايد اعمال و رفتار خود را در کفه دستورات و فرامين اولياي الهي بسنجند و تنظيم کنند در امر فرج نيزبايد طبق آموزه هاي ديني و دستورات الهي و فرامين و رهنمودهاي اولياي دين عمل نمود و يکي از مهم ترين اعمالي که اولياي الهي براي امر فرج ذکر کرده اند دعاي در تعجيل فرج است که بايد با رعايت شرايط و ويژگي هاي خاص خود انجام شود تا اين دعا کاربردي شده و هر چه زودتر به نتيجه برشد. انسان شيعه و معتقد به ساحت مقدس حضرت ولي عصر (عج) بايد اعمال و رفتار خود را در راستاي رضاي خداوند متعال و امام عصر و زمان خود انجام دهد. انسان مومن و معتقد بايد در زندگي فردي و اجتماعي خود الگو و راهنمائي امين و مورد اعتماد برگزيند که خداوند با عنايات خويش در اين زمينه نيز به ياري انسان آمده و در کنار رسول ( باطني )نيروي عقل و تفکر ، رسولان ظاهري و امامان و معصومين را براي هدايت و راهنمائي بشريت به سعادت دنيا و آخرت فرستاده است . از آنجائي که دعا مغز و جان عبادت است انسان بايد راه و رسم عبادت و دعا نمودن را از انسانهاي برگزيده و امامان و پيشوايان دين بياموزد تا با هدايت و راهنمائي آنان زودتر و بهتر و بدون گرفتار شدن در انحرافات و خرافات که امروزه بشر با وجود پيشرفت تمدن و تکنولوژي در فقدان معنويت در دام شيادان و حيله گران که با فرقه سازي و توسل به اعتقادات پاک انسانها در صدد رسيدن به خواسته هاي شيطاني خود هستند ، به حقيقت و واقعيت عبادت که همان بندگي خداوند متعال است دست يابد . هريک از انسانها در هريک از جايگاه و منصب و مقامي که دارند بايد متوجه دامهاي شياطين جن و انس بوده و با دانش و آگاهي از کمينگاههاي شيطان و راههاي افتادن در ورطه نابودي خود را رهائي بخشد . در اين ميان چون هيچگاه خداوند متعال زمين را از حجت الهي خالي نمي گذارد ، شناخت و معرفت به حجت خداوند و امام عصر با تهذيب نفس و خودسازي همراه خواهد بود و اين خود سازي و تهذيب نفس ازراه انجام اوامر الهي و پرهيز از نواهي خداوند ميسر است که بهترين شيوه براي رسيدن به آن گوش فرادادن به دستورات امام و ولي خداوند است که مي تواند انسان را به سر منزل مقصود برساند. منابع و ماخذ : 1) مكيال المكارم فى فوائد الدعا للقائم (عج) 2) مفاتيح الجنان تهيه و تنظيم : رضا مهر علي زاده
موضوعات مرتبط: برچسبها: وبلاگ دختران ماه پیشونی
خانوادهای تصور کنید با پدری معتقد به حجاب و حیا و دختری با آرزوهای دور و دراز که میخواد با مد روز حرکت کنه.
به گزارش گروه فضای مجازی «خبرگزاری دانشجو»، وبلاگ دختران ماه پیشونی در مطلبی نوشت؛
با دوستاش همرنگ شده
عصری در خیابون با دوستاش دیدم
یالا یالا
در اتاق باز شد من و سوسن؛ هاج و واج چشمهامونو دوختیم به بابا
و برای زنان شلوارک و زیر پیرهنی
دخترم نظام سرمایه داری میخواد که تو و امثال تو
موضوعات مرتبط: برچسبها: اخبار رسيده از شهر کوفه در نزديکي نجف أشرف حاکي از آن است که همزمان با سالروز ضربت خوردن مولاي متقيان، حضرت امیرالمؤمنین علي عليه السلام، بخشی از دیوار مسجد کوفه ترک خورد. گفتني است بر اساس روايت هاي موجود، ترک خوردن ديوار مسجد کوفه همزمان با سالروز ضربت خوردن حضرت علي عليه السلام، از نشانههای آخرالزمان و ظهور حضرت وليعصر أرواحنا فداه به شمار مي رود.
موضوعات مرتبط: برچسبها: تحولی جدید در حکومت امام مهدی(عج)
در بین برخی از مردم این مطلب زیاد مطرح میشود که حضرت مهدی(عج) پس از ظهور دین جدیدی را عرضه میکند، در حالی که میدانیم مطابق نص صریح قرآن، پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) خاتم انبیا و دین او خاتم ادیان است. همچنین برخی دعاها و روایات بیانگر آن سات که امام مهدی(عج) احیا کننده شریعت جدش رسولخدا(صلی الله علیه و آله) است. در سخنی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمده است: «قائم از اولاد من است، اسم او همنام من و کنیه او همانند کنیه من و شمایل او همانند شمایل من و سنت او همان سنت من است. مردم را بر ملت و شریعت من برپا میدارد و آنان را به کتاب خدا دعوت میکند».(1) تحولی جدید در حکومت امام مهدی(عج)
طبیعت هر نهضت و قیامی تجدید نظر در برنامههای گذشته و پیاده کردن امری جدید است. به عبارتی نوآوری از ارکان اصلی هر نهضتی است؛ اگرچه اصول آن نهضت از زمانهای گذشته بوده باشد، ولی از آنجا که با مرور زمان پایههای آن سست شده و در آنها تغییر و تحولی به وجود میآید، به جهت دگرگونی، وضعیت موجود، انقلاب و قیامی انجام میگیرد. هر چه دایره این انقلاب بیشتر باشد، دگرگونی و تحول در آن بیشتر خواهد بود.
قیام امام مهدی(عج) با اهداف والایی که دارد همچون عدالتگستری و پیاده کردن اسلام در تمام ابعاد آن و در سطح کل جوامع، دگرگونی و تحولی عظیم در تمامی زمینهها به خصوص معارف و قوانین اسلام را به دنبال خواهد داشت. در روایات عناوینی همچون «امر جدید»، «سنت جدید»، «قضاوت جدید»، «سلطه جدید» و «دعوت جدید» به چشم میخورد که ممکن است در ابتدای امر برای برخی ایجاد شبهه یا سۆال کند که مقصود از جدید در این موارد چیست؟
مقصود از امر جدید میتواند طلب باشد که شامل طلب فعل و طلب ترک است و در نتیجه شامل احکام میشود؛ یعنی از آنجا که حضرت به واقع حکم میکند، طبیعی است که حضرت امر جدیدی آورد؛ اگرچه از اصول اصیل اسلام تخطی نمیکند. همچنین ممکن است مقصود ار امر، روش و برنامه فکری و عقیدتی جدید با روشهای نوین باشد که در برخی روایات به آن اشاره شده است. ضمن اینکه میتواند مقصود از امر، امارت و خلافت حضرت با سایر خلافتها فرق میکند؛ بنابراین نسبت به آنها جدید است. قیام امام مهدی(عج) با اهداف والایی که دارد همچون عدالتگستری و پیاده کردن اسلام در تمام ابعاد آن و در سطح کل جوامع، دگرگونی و تحولی عظیم در تمامی زمینهها به خصوص معارف و قوانین اسلام را به دنبال خواهد داشت. سنت جدید
در برخی روایات آمده است که امام مهدی(عج) سنت جدیدی در عصر حکومت خود دارند. از آن جهت که حضرت از طرفی به واقع حکم میکنند و نیز حکومت او در سطح جهانی و گسترده است و بشر نیز در عصر ظهور به پیشرفت عقلانی رسیده است؛ از این رو روش حکومتی و اسلوب خاصی در حکومتداری دارد که با روشهای دیگر فرق میکند؛ اگرچه نسبت به اصول و چهارچوب احکام اسلامی با سنت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرقی ندارد و تنها در اسلوب و روش با یکدیگر مغایر است.
ممکن است مقصود از سنت جدید آن باشد که سنت جدید آن باشد که سنت و روش حکومتی حضرت نسبت به روشهای مردمی که قبل از حکومت حضرت است، جدید به حساب میآید.
در برخی روایات نیز تعبیر «قضاء جدید» یعنی حکم و قضاوت جدید به چشم میخورد. در اینکه مقصود از آن چیست، چند احتمال وجود دارد:
ممکن است مقصود خطوط جدید با برنامههای بسیار پیشرفته برای بشر در عصر ظهور باشد. همچنین ممکن است احتمال دیگر اینکه حضرت اسلوب جدید در قضاوت و فصل خصومت میام مردم دارد؛ همانگونه که در روایات اشاره شده است که حضرت به حکم حضرت داوود(علیه السلام) عمل کرده و درخواست بینه و دو شاهد عادل نمیکند. ممکن است مقصود از سنت جدید آن باشد که سنت جدید آن باشد که سنت و روش حکومتی حضرت نسبت به روشهای مردمی که قبل از حکومت حضرت است، جدید به حساب میآید. سلطه جدید
اینکه مقصود از سلطه جدید چیست، احتمالاتی وجود دارد: ممکن است مقصود از آن اسلوب و روش جدید در اداره حکومت و شۆون مجتمع باشد که بشر شبیه آن را در هیچ نوع حکومت و دوستی ندیده است؛ زیرا حکومتی است اسلامی به تمام معنا و مطابق با پیشرفت تمدن بشری. همچنین میتواند مقصود از آن سلطنتی باشد که نسبت به سلطنتها و حکومتهای سابق جدید است، ولی تجدید کننده حکومت و سلطنت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در عصر خلافتش میباشد.
در برخی روایات تعبیر «دعاءجدید» یعنی دعوت جدید آمده است. در این عنوان نیز احتمالاتی وجود دارد، همچون اینکه مقصود دعوت به مجموعه برنامه و قوانینی است که جدید است و این مقتضای جهانی بودن حکومت حضرت است. از آنجا که امامان قبل از حضرت مهدی(عج) قیام عمومی و در سطح گسترده نداشتند؛ از این رو دعوت حضرت به برپایی عدل و توحید در سطح جهانی، دعوتی جدید از ناحیه اهلبیت(علیهم السلام) است.(۲)
پینوشت:
۱٫ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۳٫
۲٫ ر.ک: رضوانی، حکومت حضرت مهدی(عج) در عصر ظهور،ص۵۶ – ۵۲٫
منبع: سایت رهبران شیعه
موضوعات مرتبط: برچسبها: تصمیم گرفتیم نماز را به فارسی بخوانیم! السَّلامُ عَلَیکَ یا وَعدَ اللهِ الَّذی ضَمِنَه سلام بر شما، ای وعدهی الهی که خدا آمدنش را ضمانت کرده است
حریرِ نور غریبش، بر این رواق میافتد اگرچه ماه شبی چند در محاق میافتد
تو بایدی و یقینی، نه اتفاقی و شاید تو سرنوشت زمینی، که اتفاق میافتد يك خاطره ديني ـ تربيتي از آيتالله ارباب خاطرهاي از يكي از عالمان و بزرگان معاصر، علامه ذيفنون، فقيه وارسته و حكيم متأله، مرحوم آيتالله حاج آقا رحيم ارباب (ره) به نقل از يكي از استادان ادب فارسي مرحوم دکتر محمد جواد شریعت آورده ميشود كه افزون بر ارائهی ديدگاهي و تعليم نكاتي در باب ترجمه، داراي فواید معرفتي و تربيتي نيز هست؛ باشد كه خوانندگان گرامي را سودمند افتد. سال يكهزار و سيصد و سي و دو شمسي بود، من و عدهاي از جوانان پرشور آن روزگار پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره به اين نتيجه رسيده بوديم كه چه دليلي دارد كه ما نماز را به عربي بخوانيم؟ چرا نماز را به زبان فارسي نخوانيم؟ و عاقبت تصميم گرفتيم كه نماز را به فارسي بخوانيم و همين كار را هم كرديم. والدين، كمكم از اين موضوع آگاهي يافتند و به فكر چاره افتادند. آنها هم پس از تبادل نظر با يكديگر تصميم گرفتند كه اول خودشان با نصيحت كردن، ما را از اين كار بازدارند و اگر مؤثر نبود، راه ديگري برگزينند. و چون پند دادن آنها مؤثر نيفتاد؛ روزي ما را به نزد يكي از روحانيون آن زمان بردند و آن فرد روحاني وقتي فهميد ما به زبان فارسي نماز ميخوانيم به طرز اهانتآميزي ما را كافر و نجس خواند. و اين عمل او ما را در كارمان راسختر و مصرتر ساخت. عاقبت يكي از پدران، آنها را يعني والدين ديگر افراد را به اين فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آيتالله حاج آقا رحيم ارباب ببرند و اين فكر مورد تأييد قرار گرفت و روزي آنها نزد حضرت ايشان ميروند و موضوع را با ايشان در ميان ميگذارند و ايشان دستور ميدهند كه در وقت معيني ما را به خدمت آقاي ارباب راهنمايي كنند. در روز موعود ما را كه تقريباً پانزده نفر ميشديم به محضر مبارك ايشان بردند. در همان لحظهی اول، چهرهی نوراني و لبان خندان ايشان ما را مجذوب خود ساخت و آن بزرگمرد را غير از ديگران يافتيم و دانستيم كه اكنون با شخصيتي استثنايي مواجه هستيم. ايشان در آغاز دستور پذيرايي از همهی ما را صادر فرمودند. سپس رو به والدين ما كردند و فرمودند شما كه نماز به فارسي نميخوانيد؛ فعلاً تشريف ببريد و ما را با فرزندانتان تنها بگذاريد. وقتي آنها رفتند، حضرت آيتالله ارباب رو به ما كردند و فرمودند: بهتر است شما يكي يكي خودتان را به من معرفي كنيد و هر كدام بگوييد كه در چه سطح تحصيلي هستيد و در چه رشتهاي درس ميخوانيد. پس از آن كه امر ايشان را اطاعت كرديم، به تناسب رشته و كلاس هر كدام از ما، پرسهاي علمي مطرح كردند و از درسهايي از قبيل جبر و مثلثات و شيمي و علوم طبيعي مسائلي پرسيدند كه پاسخ اغلب آنها از عهدهی درسهاي نيمبندي كه ما خوانده بوديم خارج بود. اما هر يك از ما كه از عهدهی پاسخ پرسشهاي ايشان بر نميآمد، با اظهار لطف حضرت ارباب مواجه ميشد كه با لحن پدرانهاي پاسخ درست آن پرسشها را خودشان ميفرمودند. اكنون ما ميفهميم كه ايشان با طرح اين سؤالات قصد داشتند ما را خلع سلاح كنند و به ما بفهمانند كه آن دروس جديدي كه شما ميخوانيد من بهترش را ميدانم ولي به آن مغرور نشدهام. پس از اين كه همهی ما را خلع سلاح كردند، به موضوع اصلي پرداختند و فرمودند: والدين شما نگران شدهاند كه شما نمازتان را به فارسي ميخوانيد، آنها نميدانند كه من كساني را ميشناسم كه، نعوذ بالله، اصلاً نماز نميخوانند. شما جوانان پاكاعتقادي هستيد كه هم اهل دين هستيد و هم اهل همّت. من در جواني میخواستم مثل شما نماز را به زبان فارسي بخوانم؛ امّا مشكلاتي پيش آمد كه نتوانستم به اين خواسته جامهی عمل بپوشم، اكنون شما به خواستهی دوران جواني من لباس عمل پوشانيدهايد، آفرين به همّت شما. اما من در آن روزگار به اولين مشكلي كه برخوردم، ترجمهی صحيح سورهی حمد بود كه لابدّ شما آن مشكل را حل كردهايد. اكنون يك نفر از شما كه از ديگران بيشتر مسلّط است، به من جواب دهد كه «بسمالله الرحمن الرحيم» را چگونه ترجمه كرده است. يكي از ما به عادت محصلين دستش را بالا گرفت و داوطلب پاسخ به حضرت آيت الله ارباب شد. جناب ايشان با لبخند فرمود كه خوب شد كه طرف مباحثهی ما يك نفر است، زيرا من از عهدهی پانزده جوان نيرومند بر نميآمدم. بعد رو به آن جوان كردند و فرمودند: خوب بفرماييد كه «بسم الله» را چگونه ترجمه كردهايد؟ آن جوان گفت بسم الله الرحمن الرحيم را طبق عادت جاري ترجمه كردهايم: به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب با لبخندي فرمودند: گمان نكنم ترجمه درست «بسم الله» چنين باشد. در مورد «بسم» ترجمهی «به نام» عيبي ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نيست؛ زيرا اسم علم (=خاص) است براي خدا. و اسم علم را نميتوان ترجمه كرد. مثلاً اگر اسم كسي «حسن» باشد، نميتوان به او گفت «زيبا». درست است كه ترجمهی «حسن» زيباست؛ اما اگر به آقاي حسن بگوييم آقاي زيبا، حتماً خوشش نميآيد. كلمه «الله» اسم خاص است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق ميكنند، همانگونه كه يهود خداي متعال را «يهوه» و زردشتيان «اهورامزدا» ميگويند. بنابراين نميتوان «الله» را ترجمه كرد، بلكه بايد همان لفظ جلال را به كار برد. خوب «رحمان» را چگونه ترجمه كردهايد؟ رفيق ما پاسخ داد كه رحمن را بخشنده معني كردهايم. حضرت ارباب فرمودند: اين ترجمه بد نيست؛ ولي كامل هم نيست؛ زيرا «رحمان» يكي از صفات خداست كه رحمت و بخشندگي شامل او را ميرساند و اين شمول در كلمهی بخشنده نيست، يعني در حقيقت «رحمان» يعني خدايي كه در اين دنيا هم بر مؤمن و هم بر كافر رحم ميكند و همه را در كنف لطف و بخشندگي خود قرار میدهد؛ از جمله آن كه نعمت رزق و سلامت جسم و امثال آن عطا ميفرمايد. در هر حال ترجمهی بخشنده براي «رحمان» در حدّ كمال ترجمه نيست. خوب، «رحيم» را چطور ترجمه كردهايد؟ رفيق ما جواب داد كه رحيم را به «مهربان» ترجمه كردهايم. حضرت آيتالله ارباب فرمودند: اگر مقصودتان از «رحيم» من بودم (چون نام مبارك ايشان رحيم بود) بدم نميآمد كه اسم مرا به «مهربان» برگردانيد؛ اما چون «رحيم» كلمهاي قرآني و نام پروردگار است، بايد آن را غلط معني نكنيم. باز هم اگر آن را به «بخشاينده» ترجمه كرده بوديد، راهي به دهي ميبرد، زيرا رحيم يعني خدايي كه در آن دنيا گناهان مؤمنان را عفو ميكند و صفت «بخشايندگي» تا حدودي اين معني را ميرساند. بنابر آنچه گفته شد، معلوم شد كه آنچه در ترجمهی «بسم الله» آوردهايد بد نيست، ولي كامل نيست و از جهتي نيز در آن اشتباهاتي هست، و من هم در دوران جواني كه چنين قصدي را داشتم، به همين مشكلات برخورد كردم و از خواندن نماز به فارسي منصرف شدم. تازه اين فقط آيهی اول سوری حمد بود. اگر به بقيهی آيات بپردازيم، موضوع خيلي غامضتر از اين خواهد شد. اما من عقيده دارم شما اگر باز هم به اين امر اصرار داريد، دست از نماز خواندن به فارسي بر نداريد، زيرا خواندنش بهتر از نخواندن نماز به طور كلّي است. در اين جا، همگي شرمنده و منفعل و شكستخورده، به حال عجز و التماس از حضرت ايشان عذرخواهي ميكرديم و قول ميداديم كه ديگر نمازمان را به فارسي نخوانيم و نمازهاي گذشته را نيز اعاده كنيم. اما ايشان ميفرمودند كه من نگفتم نماز به عربي بخوانيد، هر طور دلتان ميخواهد نماز بخوانيد. من فقط مشكلات اين كار را براي شما شرح دادم. ولي ما همه عاجزانه از پيشگاه ايشان طلب بخشايش ميكرديم و از كار خود اظهار پشيماني مینموديم. حضرت آيتالله ارباب با تعارف ميوه و شيريني مجلس را به پايان بردند و ما همگي دست مبارك ايشان را بوسيديم و در حالي كه ايشان تا دم در ما را بدرقه ميكردند، از ايشان خداحافظي كرديم و در دل به عظمت شخصيت ايشان آفرين ميگفتيم و خوشحال بوديم كه افتخاري چنين نصيب ما شد كه با چنين شخصيّتي ملاقات كنيم. نمازها را اعاده كرديم و دست از كار جاهلانهی خود برداشتيم. بنده از آن به بعد گاهگاهي به حضور آن جناب ميرسيدم و از خرمن علم و فضيلت ايشان خوشه بر میچيدم. وقتي در دورهی دكتري زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به تحصيل مشغول بودم، گاهي حامل نامهها و پيغامهاي استاد فقيد، مرحوم بديعالزمان فروزانفر براي ايشان ميشدم و پاسخهاي كتبي و شفاهي حضرت آيت الله را براي آن استاد فقيد ميبردم و اين خود افتخاري براي بنده بود. گاهي نيز ورقههاي استفتایي كه به محضر آن حضرت رسيده بود روي هم انباشته ميشد و آن جناب دستور ميدادند كه آنها را بخوانم و پس از خواندن پاسخ، اگر اشتباهي نداشت آن را مهر میكردند. خدايش بيامرزد و او را غريق درياي رحمت خويش كند. انّه كريم رحيم» [1] ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] . به نقل از دكتر محمدجواد شريعت، مجموعهی ارباب معرفت، يادنامه حكيم متأله، فقيه بزرگوار و معلم اخلاق، حضرت آيتالله حاج آقا رحيم ارباب، به اهتمام و تدوين محمدحسين رياحي، روابط عمومي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي اصفهان، چاپ دوم، 1375. مرحوم آيتالله ارباب از سرآمدان عالمان معاصر در فلسفه و فقه و اصول و ادبيات و رياضيات و هيأت و نجوم و اخلاق و از شاگردان جهانگيرخان قشقائي، آخوند كاشي و سيد محمدباقر درچهاي بود. يكي از شاگردان علامه جلال الدين همايي او را وارث علوم الاقدمين، سيد الفقهاء و الحكماء العارفين مينامد. وي پس از يك قرن عمر با بركت در سال 1396 قمري در اصفهان چشم از جهان فروبست و در مقبرهی تخت فولاد به خاك سپرده شد.
اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلِيِّـكَ الفَرَج موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سه شنبه 27 تير 1392برچسب:خاطره دینی,آیت اله ارباب,امام زمان,نماز فارسی,, ] [ 2:30 ] [ علیرضا ]
[
وعدهای که امام زمان (عج) به یک عالم داد
آیتالله سیدمحمدتقی موسوی اصفهانی درباره علت نگارش کتاب «مکیال المکارم» میگوید: امام زمان(عج) را در خواب دیدم که فرمود: این کتاب را بنویس و عربی هم بنویس و نام او را بگذار: «مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم»! ، مشهور به فقیه احمدآبادی فرزند سید عبدالرزاق از علمای بزرگ اصفهان است که در سال ۱۳۰۱ قمری در اصفهان به دنیا آمده است. *وعدهای که امام زمان(عج) به یک عالم دینی داد موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سه شنبه 25 تير 1392برچسب:وعده امام زمان,مکیال المکارم,موسوی اصفهانی,عالم ربانی,, ] [ 10:6 ] [ علیرضا ]
[
|
|
[ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |